تبليغاتX
مکانی برای تنهایی تو
یادداشت هایی از اوج تنهایی

زندگی تنها از امروز و از همین لحظه دگرگون میشود! تنها ، نیاز به آن دارد که همچون سمندر افسانه ای از درون خاکستر آتشی که در آن سوخته است ، دیگر باره جوان و پویا سر بر آورد . تنها ، نیاز به تولدی دیگر دارد .

( از تراوشات ذهن تنها )

 

چند روزی که گذشت ، روزهایی بود پر از التهاب و مشکلات روحی برای من ، که هنوز هم رخت از زندگی من برنبسته اند . در روزهای گذشته با مشکلاتی روبرو بودم که آن پست معروف خود را با عنوان " آخرین ها !!! " نوشتم و امروز قصد داشتم که آن پست را حذف کنم اما سخنان شما آنچنان با من سخن گفتند و همدردی کردند که حیف دیدم این یک ورق را حذف کنم و همچنان آن پست را باقی گذاشتم تا یادگاری باشد از یک جنون آنی ، از یک لحظه ی درگیر و از یک مشکل روحی سخت !

تنها ، زنده میماند ، حتی اگر تنها بمیرد ! تنها زنده میماند تا بر دهان پست دنیا مشتی کوبیده باشد ، به جای تمام مشت هایی که خورده و میخورد . تنها همچنان میماند ، زیرا عشق شما را نمیتواند به تنگنای گور ببرد بلکه عشق و محبت های شما نیاز به فضایی به اندازه آسمان دارد ، آسمانی که کبود بود و شما برایم به آن رنگ آبی زده اید ، آسمانی که روزی جای عشق بازی هایتان و عشق بازی هایمان خواهد بود .

تنها ، از تنهایی ، تنها و تنها نام تنها را به دوش میکشد و در آغوش پاک شما هیچ گاه تنها نیست . تنها با خودش تعهد کرده که دیگر غمگین نکند کسی را .

تنها دفتر شعری داشت که در آن از غصه هایش مینوشت – از سه سال پیش تا دیروز – و امروز آن دفتر نگون بخت را آتش زد تا دیگر اثری از غم غصه برایش نمانده باشد ، عکس آخرین معشوقش را به دور انداخت و فراموش کرد حتی نامش را .

تنها از امروز متعلق به شماست به شمایی که وجودتان از سبزه های دشت سبز تر است و سرخی آوایتان دل من را در این گوشه از ایران میلرزاند . تنها متعلق به همه شماست ، و همچنان به دوستیش با شما پایبند است .

تنها ، به امید آن میماند که به آرزوی ساده و بی ریای خود برسد .و از تنهایی رها شود . تنها با شما تنها نیست و شما تنهایی را بر وی حرام میکنید ، شما که قلبتان به زیبای چکامه های شاعران ایرانی ست .

تنها را از خود بدانید و با او بگویید و بخندید ، چنان چه تا دیروز با اشک های او اشک میریختید ، زین پس بخندید ، اشک شما پاک تر از آن هست که بر زمین بیافتد .

تنها اعتراف میکند که در خواب و رویا ، عزیزانی مانند شما را میدیده و امروز که با شما همکلام است به خود میگوید که خواب ندیده بلکه به پیشواز حقیقت رفته بوده است .

تنها ، حرفهای زیادی برای گفتن دارد و بعضی وقتها میگوید : حیف است کسی چون تنها جایش در گور باشد . تنها، از شما گفته و از شما میگوید و خواهد گفت ، تنها از درد وطن میگود از مادر پیر دربدری که سیاهی روزش چون سیاهی چهره ی اعراب بیابان حجاز است ، تنها از دردهای خودش و خودتان و خودمان میگوید و در راه آزادی ایران و آزادی جان و فکر ، با تمام قوا و با اعتقاد راسخ و سستی نا پذیر به اهورا مزدا قدم برمیدارد و میداند که اهورا مزدا وی را در این راه پر پیچ و خم دنیا تنها نمیگذارد ، آنچنان که روزی دست داریوش و کوروش کبیر را گرفته .

تنها همچنان میگوید ، تنها خواهد گفت و تنها خواهد شنید آنچه را که شما میگویید !!!

 

دوستدار شما تنها 

 

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم                                              موجیم که آسودگی ما عدم ماست

 

 

تنها

 


+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت 10:24  توسط تنها   |