تبليغاتX
مکانی برای تنهایی تو
یادداشت هایی از اوج تنهایی

یاهو

 

" ... مردن هم جدی نیست ! شاید از هر کار و هر چیز دیگری کمتر جدی باشد .... مردن فقط این حس را داد که اگر دانا باشی دست خودت است . خودت نمیتوانی به دنیای دون بیایی ، ولی میتوانی با دست خودت ریغ رحمت را سر بکشی . این تنها آزادی مطلقیست که بشر دارد . و به همین دلیل باید مسئولیتش را قبول کرد "

گزیده ای از گفتگوی هدایت با مصطفی فرزانه ، سالها پیش از خودکشی

 

امروز 19 فروردین ماه ، سالمرگ هدایت است ، مردی که به دستان پلید خرافات و خرافه زده گان مهمان خاک شد ، درست همانطورکه دکتر پدرام رضوی در روز تولد هدایت برایم کامنت گذاشته: " هدایت خودش را نکشت بلکه جامعه هدایت را کشت "

آری ، مرد زیبایی های ادبیات ، مرد سخن سرای ایران ، شاعر و نویسنده ونقاش ، روشنفکری که از دل مشروطیت به بار آمد در چنین روزی توسط رجاله های دنیای دون کشته شد ! هم امروز بود که هدایت ، خالق توپ مرواری و بوف کور و سگ ولگرد و علویه خانم و... دنیای دون را بدرود گفت و آن را ارزانی رجاله ها کرد !

نمیخواستم از هدایت بنویسم ، زیرا پدر نوشتار این مام ، سالها پیش گفته است که چرا ، باید برود گفته است که چرا دنیا را به رجاله های پست و مزدور هدیه میکند وی چند روز قبل از خودکشی؛ بسیاری از پاک‌نویس‌های داستان‌های آینده‌اش را از بین می‌برد و در مورد آن‌ها خطاب به مصطفی فرزانه چنین می‌گوید:
ـ بینداز سر جای‌اش! دست به این آشغال‌ها نزن! می‌خواهم هفتاد سال سیاه چیز ننویسم. مرده‌شور ببرد. عُق‌ام می‌نشیند که دست به قلم ببرم. به زبان این رجاله‌ها چیز بنویسم. یک مشت بی‌شرف! یک خط هم نباید بماند. تمامی ندارد. بچه‌ با گه‌اش بازی می‌کند. تازه داشتم بلد می‌شدم. اول کارم بود. اما این اراذل لیاقت ندارند که کسی برای‌شان کاری بکند. یک مشت دزد قالتاق. اصلا سرشان توی این حرف‌ها نیست. نمی‌خوانند، اگر هم بخوانند نمی‌فهمند! پس برای کْی بنویسم؟ ...

هر بار که به رفتن او میاندیشم ، نامیدی و یاس تمام وجودم را فرا میگیرد ، چرا رفت ؟ شاید تنها گناه هدایت این بود که مردم را هدایت میکرد ، شاید گناهش این بود که حقیقت را میدید ، شاید گناهش این بود که با خرافات و حماقت میجنگید ! آری این ها گناه هدایت بود ، در نزد رجاله ها ! هدایت رفت شاید ، رفتنش به ما تلنگری بزند ! رفت ولی ساز نو ترانگی را بنیاد نهاد ! آری هدایت رفت ....

 

" سرنوشت هدایت استثنایی نیست این سرنوشت ملت ایران است . ولی در روزگاری که هدایت میزیست ، شاید تنها کسی بود که میتوانست سلاح ظریف هنر را در برابر نفیر اژدهای جهل و بانی آن ، استعمار بکار ببرد . آیا ملت ایران این رمز را در یافته است ؟ "

(آشنایی با صادق هدایت – مصطفی فرزانه )

 

تنها


+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 1:21  توسط تنها   |