+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 18:46  توسط تنها
|
درباره وبلاگ
از اعماق سرگردانی و پوچی و انتهای تنهایی یک موجود خسته و سرگردان برایت مینویسم ، میخواهم با رنگ سیاه ، سیاهی روزهایم و با رنگ بی رنگی ، زلالی اشکهایم در شبانگاه را به تو نشان دهم . مینویسم تا اندکی از غم هایم کم شود، مینویسم که مبادا تنهایی به بودنم چون جبر جاودان بودن همخون شود . دوست دارم جبر جاودان بودنم را ، حظور تو معنا بخشد. من واسه تو منویسم ای طلوع نیمه نزدیک ! << از نوشتارهای تنها >>